تبلیغات
My World - اندر حکایت فن میتینگ مکزیک...! ( داستان مصور جونگ مینی 2 )

My World

Always Live With a Thankful Heart

 

اندر حکایت فن میتینگ مکزیک...! ( داستان مصور جونگ مینی 2 )

 

نوع مطلب :Short Story ،Photo ،

نوشته شده توسط:diena nasirpour

سلام

من از دندون پزشکی اومدم و در اثر درد و فشار و منگی این داستان رو - باز هم برای انجمن دابل اس -  ساختم... بخونید و ببینید و نظرتون رو بگید!
فقط این نکته رو در خاطر داشته باشید که این نوشته کاملا جنبه ی طنز داره و هیچ واقعیتی توش نیست!

حالا بریم که داشته باشیم.....!



اندر حکایت فن میتینگ مکزیک....!
*****


عکس ها همه پیش نمایشن روشون کلیک کنید بزرگ می شن!


*****

راستش به عنوان مامان جونگ مین وظیفه ی خودم می دونم که یه اعترافی کنم.... من توی این سفر جونگ مین و یونگ سنگ به آمریکای جنوبی همراهشون بودم.... بالاخره مادرم دیگه! نمی تونم که بچه ام رو تنها بفرستم کشور غریب....!
من حتی توی فن میتینگ ها هم روی استیج بودم و جونگ مین رو ساپورت می کردم... چون پسرم خیلی به من وابسته است!
این یکی از خاطرات من و پسرم توی فن میتینگ مکزیکه:


جونگ مین مثل همیشه اومد روی استیج و خوند و کلی کارهای مثلا جذاب انجام داد که باعث شد حنجره ی نیمی از دختر های مکزیکی حاضر توی سالن از شدت جیغ کشیدن آسیب ببینه
بعد از اون جونگ مین نشست و مجری برنامه شروع کرد باهاش صحبت کردن... من هم همون جا ایستاده بودم


کمی که صحبت کردند مجری گفت:« جونگ مین موهات خیلی بلند شده! نظر کی بود که اینقدر بلندشون کنی؟! »
جونگ مین نگاهی به من انداخت و با اعتماد به نفس و لبخند گفت:


- این کار رو فقط به خاطر مامانم انجام دادم.... چون مامان دینا ازم خواست که موهام رو بلند کنم.
و بعد از این جمله اش به من نگاه کرد و پرسید:


- مگه نه مامان؟!
من- وا؟! چرا حرف تو دهن من می ذاری پسرم؟! من کی همچین چیزی خواستم از تو؟!


جونگ مین با ایما و اشاره – تو خواستی مامان! یادت رفته؟! اومدی گفتی که دوست داری من موهام رو بلند کنم...!
من- من غلط بکنم از تو بخوام گیسات رو مثل دخترا بلند کنیخودت گفتی به خاطر اینه که بتونی مخ اون دختره که عاشق جانگ گیون سوکه رو بزنی!


جونگ مین با ایما و اشاره های شدیدتر و نگاه پر از تهدید - مامان تو ازم خواستی....!
( دیگه همه ی فن ها به خنده افتاده بودند از این بحث ما! یکی دو نفر هم با شنیدن مخ زدن و دختر به غش و ضعف افتادن بی جنبه ها! )
من-  کی خواستم ازت؟ ها؟ کی خواستم؟ مجری جان .... طرفدار های عزیز... به خدا هیچ تقصیری به گردن من نیست! همه اش به خاطر اون دختره است که گفتم!
مجری- بالاخره مامانت ازت خواسته جونگ مین یا اون دختره؟


جونگ مین- اوه خوب راستش.... چیزه....
دردسرتون ندم.... بالاخره جونگ مین با کلی دردسر مجری رو از این بحث منصرف کرد. و در تمام این مدت من داشتم مثل خودش خنده ی شیطانی می کردم چون اصلا از اون دختره خوشم نمی یومد.جونگ مین بعد از اینکه تونست مجری رو بپیچونه و وقتی که کسی حواسش به ما نبود به طرف من برگشت و شکلک در آوردو گفت:


جونگ مین- مامان بی معرفت! اصلا دیگه دوست ندارم... چرا منو می ذاری تو آمپاس آخه مادر من؟
باز هم تنها کاری که از دست من بر اومد این بود که مثل خودش خنده ی شیطانی تحویلش بدم و بگم که:« تقصیر خودته پسرم! می خواستی هیونگ جون رو مخفی نکنی از دست خاله ات و اون بنده ی خدا و من رو اینقدر حرص ندی! »

و این ماجرای مخفی کردن هیونگ جون از خواهر بنده و حرص دادن اون ماجرای دیگه ایه که ایشالا بعدا تعریف می کنم براتون.....!


Foot Problems
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:48 ب.ظ
Hi there, its nice piece of writing on the topic of media print, we all know media is a enormous
source of information.
BHW
دوشنبه 21 فروردین 1396 05:58 ب.ظ
It's actually a cool and helpful piece of information. I'm satisfied
that you simply shared this helpful information with
us. Please stay us informed like this. Thank you for sharing.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:36 ب.ظ
Very rapidly this site will be famous among all blogging
and site-building people, due to it's fastidious articles
مارال
پنجشنبه 7 شهریور 1392 08:38 ب.ظ
آورین واقعا!!!!
هانی این نت خل ما چن روز قطع بود! قبل از قطعیش هم کلی نظر واست فرستادن ولی هیشکدومو نامرد چاپ نکرد! از قسمت نظرات هم نمیتونم کپی کنم که یه ریکاوری داشته باشم از چرت و پرتام!
خلاصه کلی نظر هویجوری از بین رفت!
.
.
.
بگذریم! جالبناک بود!!! خوشم اومد! پسرت چه زن ذلیله! به خاطر یه دختر؟؟ کککککککککک!
پاسخ diena nasirpour : مرسی!
نمی دونم چرا نت همه چند وقت کم و زیاد خل و چل شده!
خودشو ناراحت نکن!
.
.
.
پسر منه دیگه....!
Arti
پنجشنبه 7 شهریور 1392 02:13 ق.ظ

ای ول باحال بود !!!
من موهاشو مدل لاو یا دوست دارم !!
میدونی چرا جونگی هنو تو رژیمه؟
داشتم اینترنت گردی می کردم یه مصاحبه ازش تو یه مجله پیدا کردم مال اوایل not alone بود .ازش پرسیده بودن تو این مدت 12 کیلو کم کردی چرا؟
گفت داشتم یکی از اجرا های لاو یا رو می دیدم احساس کردم خیلی چاقم !!!!
تو رو خدا یه چیزی به این بگو بچت توهمی هم هست !!!
پاسخ diena nasirpour : :-))
مرسی

آره توی لاویا خیلی جالبه قیافه اش.... و صداش هم که فوق العاده است

اوووووممممم
چاق که نه
فقط یه ذره لپ داشت....
پسر منه دیگه.....!

موقع نات الون خوب بود... ولی نمی دونم الان چرا دوباره رژیم داره؟ :-(
رنت
پنجشنبه 7 شهریور 1392 01:18 ق.ظ
وای از دست تو کلی خندیدم مرسی عزیزم
پاسخ diena nasirpour : خوشحالم که خندیدی :-)
مرسی از تو
pari jong
پنجشنبه 7 شهریور 1392 12:45 ق.ظ
بقیه ماجرا ها رو بگو!
بگو...
میگم بگو...
اگه نگی میکشمت...
دستا بالا...
دزد...دزد...دزد...

ببخشید دینا من روانپریشیم عود کرده!
فقط میتونم بگم مرسی.
برم تا بیشتر از این ابرو ریزی نکردم
پاسخ diena nasirpour : چشم
می گم
گفتم می گم
جاااان؟
دست؟ چرا؟
اِی.....! دزد کجا بود؟

کاملا مشخصه عزیزم :-))
خواهش می شه
:-))
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 09:02 ب.ظ
چه حیف که من اینو ندیدم!!!!!!!!!
پاسخ diena nasirpour : واقعا حیف....! :-)
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 08:50 ب.ظ
آقا گفتی عربی.....
من یه کلیپ کوتاه از کیوجونگ دیدم توش سه تا جمله عربی گفت من رسما داشتم از فرط خنده می رفتم اون دنیا!!
جمله هاش هم چیز خاصی نبودا!
السلام علیکم
احبکم
شکرا
ولی اون قرائتش تو پانکراسم!!!!!!!!!!
پاسخ diena nasirpour : دیدمش :-))

جونگ مین هم اینا رو می گه:

السلام علیکم. انا پاک جونگ مین ( نمی دونست عرب ها گ ندارن کفت جونگ )

شکرا

احبکِ

مرحبا

الی القاء

مع السلامة

فکر کنم همین ها بود... ولی تلفظش خیلی بهتر از تلفظ کیو بود! :-))

آها... یه سوتی هم داد
خانم مجریه داشت با یه دختره تلفنی حرف می زد ( یکی از فن های عربستانی ) اسم دختره اَریج بود

جونگ مین هی دو ساعت می گفت اریج اریج و نمی دونست اسمه

بعد با دختره شروع کرد حرف زدن اسمش رو پرسید دختره جواب داد اریج!
جونگ مین گفت:« آها! پس اریج اسمه!!!! » :-))
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 08:38 ب.ظ
انقدر دلم میخواد فارسی حرف زدنشو ببینم!!!!!!!!!!

بهتر شدی یا هنوز سر و کله ات درد می کنه؟؟؟!!!!!!!!
پاسخ diena nasirpour : منم همین طور :-)

توی فنکلاب نوشته بود که توی اولی نفن میتینگ پرو خواسته یه آهنگ اسپانیایی بخونه که همه شروع کردن به گریه کردن نیمه کاره گذاشتتش!
فکر کن بخواد یه آهنگ فارسی بخونه.... چی بشه!

راستی چند تا جمله و کلمه عربی هم بلده فکر کنم :-)) از صدقه سری مصاحبه هایی که با کی بی اس عربی داشته!

خوبم.... درد دارم ولی خوبم
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 08:24 ب.ظ
منظورم تعداد زبان هاییه که بلده!!!
شنیدی می گن به تعداد زبان هایی که بلدی آدم زنده ای؟؟!!!!!!!!!!
پاسخ diena nasirpour : آها از اون جهت :-))

آقا خوب من امروز گیجم... سوالی که به فکر کردن احتیاج داره نپرس

به جز کره ای
به ژاپنی کاملا مسلطه ( به ژاپنی شعر سرودن آقا! )
چینی هم مقدار زیادی بلده ظاهرا
انگلیسی رو هم که بلده احتمالا ( اینقدر حرفای ضد و نقیض می زنه مطمئن نیستم! )
جدیدا به اسپانیایی هم علاقمند شده به خاطر این فن میتینگ ها! کلی چیز یاد گرفته تو همین یه هفته که اونجا بوده!

ظاهرا استعداد زبان آموزی اش بسیار خوبه....
یعنی یه ذره که توی محیط قرار بگیره خیلی سریع همه چیز رو یاد می گیره
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 08:16 ب.ظ
مگه همون خودت ازش تعریف کنی!!!!

الآن جونگمین دقیقا چند تا آدم زنده اس؟؟؟!!!!
پاسخ diena nasirpour : جونگ مین؟

یه نفره!
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 08:12 ب.ظ
اوخ اوخ چه خشن شدی خواهر!!!
باشه بابا ارزونی خودت پسرت!!! همین کارا رو کردی انقدر لوس و حرف گوش نکن شده دیگه!!!!


آهان!! افتاد!!! تانکیووووووووووووو!
پاسخ diena nasirpour : پسرم به این خوبی و آقایی!
دلتون هم بخواد... والا!
کجا بچه بهتر و مهربون تر از پسر من دیدی...؟!
تو فرودگاه واستاده به طرفدارای کره ایش اسپانیایی یاد داده! :-)) :-)) :-))
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 08:07 ب.ظ
می گم من یه سوالی برام پیش اومد!!
این تعداد نفرات آنلاین که این بغل نشون می ده به جز خودته یا با خودت؟؟؟؟ یعنی وقتی می زنه دو نفر به جز تو و من یه نفر دیگه هم تو وبه؟؟؟
پاسخ diena nasirpour : من که تو وب نیستم :-))
من از داشبوردم جواب می دم دلبندم!
پس یه نفر دیگه به جز تو توی وبه!
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 08:04 ب.ظ
اوا خواهر مثل اینکه با نوع صحبت کردن من آشنایی نداری ها!!!! منظورم صحبت فیزیکی بود!!!!!!!
پاسخ diena nasirpour : دستت رو رو پسر من بلند کنی من می دونم با تو!!!!
دیگه خود دانی!!!!

اگر می خوای بزنی اش بگو خودم می زنمش!
هیچ کس به جز من اجازه نداره جونگ مین رو بزنه!
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 07:38 ب.ظ
نه نمیشه!!!! اصلا امکان نداره!!!!
من خاله اشم!!! اگه من بهش سخت نگیرم کی سخت بگیره؟؟؟!!!!!!!!!!! نچ نچ نچ!!! من باید یه صحبت اساسی با این خواهرزاده ام بکنم!!!
پاسخ diena nasirpour : خوب باهاش صحبت کن!

همون قدر که به حرف من گوش می ده به حرف تو هم گوش می ده....
لازم به ذکره که بگم این مقدار حرف گوش کنی اش منفیه!
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 06:28 ب.ظ
حالا آدم قحطه پسرت داره از اون الگو می گیره
؟؟؟؟
پاسخ diena nasirpour : پسر منه دیگه :-))

خیلی سخت نگیر....!
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 06:03 ب.ظ
خواهش میشه!!
حالا این پسرت واقعا از این مدل موهاش می خواسته به چه نتیجه ای برسه؟؟؟!!!!!!!!!
به نظر من یه کم شبیه هیپی ها شده مخصوصا اونجا که تو فن میتینگش اون پیرهن سفید خال خالیه رو پوشیده بود!!!!
پاسخ diena nasirpour : من این مدلش رو دوست دارم :-)
بانمک شده :-)

والا خودش گفته می خوام موهام رو اندازه ی جانگ گیون سوک کنم.... ولی هدفش رو نگفته! :-))
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 05:50 ب.ظ
آهان از اون لحاظ!!!
آخی.... تحمل کن ایشالا زود دردش آروم میشه!!!
تو مامان سوآنی برا همین مطمئنا خیلی طاقتت زیاده!!!
پاسخ diena nasirpour : بله از اون لحاظ ککککک

مرسی گلم :-*
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 05:22 ب.ظ
دندونت و جراحی کردی، سرت درد می کنه؟؟!!!!!!!!
پاسخ diena nasirpour : خوب عزیزم وقتی دندون رو می کشن استخون فک درد می گیره و این دردش منتقل می شه به چشم و گوش و سر آدم! :-((

چشمام رو الان به زور باز نگه داشتم... ولی دراز نمی تونم بکشم...
سری پیش که دراز کشیدم دردش چند برابر شد
hila
چهارشنبه 6 شهریور 1392 04:30 ب.ظ
تبریک عالی بود!!!
عکسایی هم که انتخاب کردی کاملا متناسب بودن! مخصوصا اون که داره شکلک درمیاره!!!


جایزه من چی شد؟؟!!!!
پاسخ diena nasirpour : مرسی :-)

خوشحالم که خندیدی :-))

بذار یه ذره این سر دردم خوب بشه می نویسم.....
الان اصلا تمرکز ندارم :-((
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر